.jpg)
.jpg)
یار من
بین تو کنون حال دل زار و بزن تار
و ز دل خار تو بردار و بکن تار
جهان دل بیمارم
و نای ونی خود را تو برون آر و
دمی با من دلداده به سر کن ،
که جهانی همه فانی
و کنون بانی آن می نگرد بر دل آنی
که به سانی
دلش اندر دل دیگر زده آتش
همه جانی و ز دل نارود عشقت ،
که تو آنی که بمانی
ودلم با تو... بماند
برچسب:
نویسنده: فرهاد مجیدی
تاريخ: جمعه
29 دی
1391 ساعت: 13:13